بسیاری از اوقات، هنگامی که به یک هدف بزرگ فکر میکنیم، مسیر رسیدن به آن آنقدر دشوار و طولانی به نظر میرسد که حتی شروع کردن نیز برایمان سخت میشود.
برای مثال، تصمیم میگیریم کتابخوان شویم، زبان جدیدی یاد بگیریم، ورزش کنیم، درآمدمان را افزایش دهیم یا مهارت تازهای بیاموزیم. بااینحال، معمولاً مرتکب یک اشتباه بزرگ میشویم: تلاش میکنیم از همان روز نخست، همهچیز را بهطور کامل تغییر دهیم. با خود میگوییم: از فردا هر روز دو ساعت ورزش میکنم، روزانه صد صفحه کتاب میخوانم، چند ساعت زبان یاد میگیرم و عادتهای جدید بسیاری را نیز ایجاد میکنم.
نتیجه چیست؟
چند روز نخست با انگیزه پیش میرویم، اما پس از مدتی خسته میشویم و بهتدریج همهچیز را رها میکنیم. در چنین شرایطی است که اهمیت عادتهای کوچک را بهتر درک میکنیم.
عادت کوچک چیست؟
عادت کوچک، رفتاری ساده و قابلاجراست که بتوانیم بدون فشار زیاد، آن را بهطور منظم تکرار کنیم.
برای مثال:
- روزانه تنها پنج صفحه کتاب مطالعه کنیم.
- ده دقیقه پیادهروی داشته باشیم.
- پنج دقیقه برای روز آینده برنامهریزی کنیم.
- هر روز پنج واژه جدید از یک زبان بیاموزیم.
- هر ماه، حتی مبلغی اندک، پسانداز کنیم.
- روزانه ده دقیقه به یادگیری یک مهارت جدید اختصاص دهیم.
شاید این فعالیتها در نگاه اول بسیار کوچک به نظر برسند، اما قدرت واقعی آنها در تداوم و تکرارشان است.
چرا عادتهای کوچک مؤثر هستند؟
زیرا شروع کردن را آسانتر میکنند.
وقتی به خود میگوییم: باید هر روز دو ساعت مطالعه کنم، ذهن ما بهسرعت در برابر این کار مقاومت میکند. اما وقتی میگوییم: فقط پنج صفحه مطالعه میکنم، آغاز کردن بسیار سادهتر میشود.
نکته جالب این است که بسیاری از اوقات، پس از شروع، بیش از آنچه در ابتدا قصد داشتیم ادامه میدهیم. بااینحال، حتی اگر همان پنج صفحه را نیز بخوانیم، باز هم یک قدم به جلو برداشتهایم.
موفقیت، بیش از آنکه حاصل یک اقدام بزرگ و ناگهانی باشد، نتیجه تکرار رفتارهای کوچک است.
فرض کنید تصمیم بگیریم هر روز تنها ده صفحه کتاب بخوانیم. شاید خواندن ده صفحه در یک روز چندان زیاد به نظر نرسد، اما اگر این کار را بهطور مستمر ادامه دهیم، در پایان سال میتوانیم چندین کتاب کامل مطالعه کرده باشیم.
همین موضوع درباره ورزش، یادگیری، پسانداز و هر هدف دیگری نیز صدق میکند. یک قدم کوچک، اگر بهطور مداوم تکرار شود، پس از مدتی به مسیری طولانی و قابلتوجه تبدیل خواهد شد.
بهجای تمرکز صرف بر نتیجه، بر فردی که میخواهیم تبدیل شویم تمرکز کنیم.
یکی از مهمترین نکات در ایجاد عادتهای پایدار این است که تنها به نتیجه نهایی فکر نکنیم.
بهجای اینکه بگوییم:میخواهم یک کتاب بخوانم.بهتر است بگوییم:من فردی هستم که هر روز مطالعه میکند.
یا بهجای اینکه بگوییم:میخواهم ورزش کنم.به خود بگوییم:من فردی هستم که از بدن خود مراقبت میکند.
این تغییر نگرش اهمیت زیادی دارد؛ زیرا زمانی که یک رفتار را بخشی از هویت خود بدانیم، انجام دادن آن بهتدریج برایمان طبیعیتر میشود.لازم نیست هر روز کامل و بینقص باشیم.
اشکالی ندارد اگر بد عمل کنید فقط باز هم ادامه دهید...
یکی از دلایلی که باعث میشود عادتهای خود را رها کنیم، این تصور است که باید همیشه بینقص عمل کنیم. درحالیکه واقعیت این است که ممکن است یک روز نتوانیم مطالعه کنیم، ورزش داشته باشیم یا مطابق برنامه پیش برویم و این کاملاً طبیعی است.
از دست دادن یک روز به معنای شکست نیست. مهم این است که اجازه ندهیم یک روز به دو روز، یک هفته یا یک ماه تبدیل شود.
موفقیت معمولاً با یک تصمیم بزرگ و ناگهانی ساخته نمیشود. بنابراین، اگر هدف بزرگی داریم، لازم نیست از همین امروز همهچیز را تغییر دهیم.
کافی است یک عادت کوچک را انتخاب کنیم و آن را هر روز تکرار کنیم.
قدمهای کوچک شاید در لحظه چندان مهم به نظر نرسند، اما زمانی که استمرار پیدا کنند، میتوانند بهتدریج مسیر زندگی ما را تغییر دهند.

